مشتاق گل از سرزنش خار نترسد .. حیران رخ یار ز اغیار نترسد.. عیار دلاور که کند ترک سر خویش.. از خنجر خون ریز وسر دار نترسد.. آنکس که چو منصور زند لاف انا الحق.. ازطعنه نا محرم اسرار نترسد.. ای طالب گنج وگهر از مار میندیش.. گنج وگهر آن برد که از مار نترسد.. گر بی بصری می کند انکار من از عشق.. سهل است وچه غم عاشق از این کار نترسد.. درعشق چو بیم سر وجانست ولیکن.. ای دلبر از اینها دل عیار نترسد.. اندیشه ندارم زرقیبان بد اندیش.. از خار جفا عاشق گلزار نترسد.. در سایه فضل ایمن از ‌آ ن است نسیمی.. کان شیردل از پنجه کفتار نترسد..

paradise <BlogSky:Weblog Title />

X
تبلیغات
رایتل
ع.سربدار

آرشیو

جمعه 6 آبان‌ماه سال 1384
زمزمه های ازلی

به نام ایزد یکتا که جان را فکرت آموخت وهر
 که را از این نعمت نصیبی ساخت اندازه ودر خور خویش
وآنان را که محروم ساخت از این نعمت نیز حکمتش
 را در آن دید وما راست رضایت خاطر ورضای او

آه....... پروردگار من ! مصیبت مرا
 وملت مرا بیادآر
تو دشمنان مرا
 و ملت مرا  نظاره کن
دشمنانی که وارثند اکنون
اجنبیا نی که وارثند اکنون
وما  همگانی بی چراغ و چوپانیم
مادرانی بی سایه و بیوگانی که برهنه اند
دریغا.! هم آب و آتش خویش را مشتریانی دوباره ایم
پی اندر آمدگانی در پس
رنج گریزی در پیش
خستگانی خواب آلودو
آلودگانی برهنه ایم
آری هم به جستحوی کفی نان
که به در یوزگی
دستی به دامان دیگران سپرده ایم
پدرانی کفر کیش و
وارثانی کیفر بین؟ وه............. از ابلهانی
که بر سریر سلطنتند
آه ..... پروردگار من
راه رهایی کجاست 
 نانی به سایه شمشیر
شمشیری برهنه بر  گردن
و خاطر جانی که به جستجوی لقمه نانی حتی
خطر به جان خسته خویش
خریده است
سیما سوختگانی
 از سموم این همه سال
این همه سال
سپرده سرانی به سایه خصم
آه .... پروردگار من
زیبا زنان قبیله ام
اکنون بی عصمت وعشق
می میرند
وبا کرگان را اکنون
که بردگا نی بی پرده  وپریشانند
سروران بر دار و
مشایخی بی بها
سنگها به شانه و آسیابی بر کول
برنایان میهن من
این گونه می زی اند
بار ها به شانه و
 هیزم به گرده طفل
کودکان میهن من
این گونه می زی اند
مشایخ اما
مردگانی به دروازه اند
وبرنایان
مردگانی از مراثی خویش
نه شام ونه سوری
نه شعر ونه شادی
نه رقص و نه شوری
نه کلامی دلبخواه
بی تاج و بی کلاه
که ما
همینانیم
غرقه به رنج و
آلوده در گناه
چشمها
بی جراغ وبی چهره
دستها تک  وبی تا  وبی بیرق
دلها پر....... ! و
 کوهی چنین مقدس
آیا مامن شغالان است
 اما
تو ای پروردگار من
همواره درجلوس و
همواره در جمیع
همواره  همواره گان
تویی
و ما اما بر سرنوشتی چنین
چه بایدمان؟ که خود
از یاد رفتگانی بی یاد و یاوریم
پروردگار من
ای پروردگار پهنه های پریشان
بر خیز و بخوانمان
من  واین ملت من باری
خواهنده وخواستار خدایی
همچون تو بوده ایم
بر خیز و بخوانمان

ع.سربدار


تعداد بازدیدکنندگان : 208476


نبوی گویا
وب نوشت
بیاد مصدق
دکترسروش
دوران ما
از یاد رفته ها
حسین خدادا
پژواک خاموش
بلاگ گویا

امید معماریان
الپرر

چه گوارا

دکتر سروش

دکتر شریعتی
فلش
احسان شریعتی
سایت ویژه دکتر
سایت Dr.Shariati.tk
مجمع وبلاگ نویسان

درباره دکتر تنها شریعتی
راه آزادی
عاشقترین
وبلاگ قران مجید
با مخاطبهای آشنا
مصدق مرد آزاده
اندیشه های ماندگار
فقر ‘ فساد ‘ تبعیض
وبلاگ رسمی فارغ

التحصیلان سمپاد
khabarchin
به دنبال دل مسایل

مربوط به جوانان

نیمروز

امروز

ایسنا

بازتاب

شرق

آوای آزاد

تلاش

مجله فروغ

بخارا

پا یاب

اخبار گویا

بی بی سی

tinypic

روز

گویا

عناوین آخرین یادداشت ها