مشتاق گل از سرزنش خار نترسد .. حیران رخ یار ز اغیار نترسد.. عیار دلاور که کند ترک سر خویش.. از خنجر خون ریز وسر دار نترسد.. آنکس که چو منصور زند لاف انا الحق.. ازطعنه نا محرم اسرار نترسد.. ای طالب گنج وگهر از مار میندیش.. گنج وگهر آن برد که از مار نترسد.. گر بی بصری می کند انکار من از عشق.. سهل است وچه غم عاشق از این کار نترسد.. درعشق چو بیم سر وجانست ولیکن.. ای دلبر از اینها دل عیار نترسد.. اندیشه ندارم زرقیبان بد اندیش.. از خار جفا عاشق گلزار نترسد.. در سایه فضل ایمن از ‌آ ن است نسیمی.. کان شیردل از پنجه کفتار نترسد..

paradise <BlogSky:Weblog Title />

X
تبلیغات
رایتل
ع.سربدار

آرشیو

چهارشنبه 22 تیر‌ماه سال 1384
پیامی برای نسل سوخته



با سلام به تمامی  دوستان وب نویس

عزیزان من بعد از گذشت دو ماه از  گذر عمر خود در میان وبلاگ ها آنچه را که نمی بایست بینم

وبخوانم دیدم؛ و خواندم؛ وچیزی جز تاثر واندوه  برایم بجا نماند.دغدغه فکری شما عزیزانی که 

آینده ساز این مرز وبوم هستید؛ بجای اینکه در راستای برقراری یک جامعه سالم  وایرانی اباد

وآزاد باشد؛ همه وهمه چیزی نبود جز عشق های نافرجام وفرسوده ؛عشق های که در اثر

انتخاب اشتباه خود شما عزیزان بوجود آمده آن هم نه بر اساس شناخت که بر اساس احساس

واحساس وعواطف پاک آدمی در جامعه ای نا سالم مانند میشی ماند که اسیر گرگ گردد

من نمی گویم که که این خود مشکلی نیست نه بلکه ؛ بقول دکتر شریعتی :هنگامی که ظلم

و زور در جامعه ات حاکم است وتو شاهد زمانه خویشی پرداختن به مسایل حاشیه ای

مساویست بامصداق این جمله که  چه به نماز ایستاده باشی ؛ چه به شراب نشسته باشی

فرقی نمی کند.پس عزیزان بیایید هم وغممان در وحله اول اصلاح خودمان سپس جامعه مان

باشد. ویا علی گوییم وعشق دیگری آغاز نماییم

به امید همدلی  وهمبستگی تمامی عزیزانی که در این راه قلم میزنند؛و به امید اتحاد  ویکدلی 

تمامی جوانان این مرز وبوم
ع.ع




دیگرباید رفت تا کجا تا چند؟خدا داند

کاش میشد چون همایی؛ سوی جانان آمدن
با  سرود  زندگی . چون  باد.  رقصان   آمدن

با سپیدی ها ؛ سیاهی را به دام انداحتن
بند ها از هم دریدن؛ همچو طوفان آمدن

باسلاح دوستی ؛ مهر و وفا را زد صلا
شعله ها افروختن؛ آتش فروزان آمدن

هر نهال آرزو را کاشت در دل آشکار
با نوید زندگی در سینه پنهان آمدن

بر لبان تشنه مردم؛ چکاندن آب خضر
خشکسالی را ؛نوید مرغ باران آمدن

دانه پیچان؛ آزادی فشاندن بر زمین
همچو سروی قدکشیدن؛ شاخه افشاندن آمدن

خشک گرداندن سرشک غم ؛ بر روی چهره ها
با صلای مرهم شادی؛ به درمان آمدن

درفش کاویان را بر جهان افراشتن
با سلاح مهر آرایی؛ به میدان آمدن

بر لب خوشرنگ انسانها ؛ نشاندن خنده را
چون شقایق  سرخگون؛ اندر گلستان آمدن

م.الف.شباهنگ


تعداد بازدیدکنندگان : 208759


نبوی گویا
وب نوشت
بیاد مصدق
دکترسروش
دوران ما
از یاد رفته ها
حسین خدادا
پژواک خاموش
بلاگ گویا

امید معماریان
الپرر

چه گوارا

دکتر سروش

دکتر شریعتی
فلش
احسان شریعتی
سایت ویژه دکتر
سایت Dr.Shariati.tk
مجمع وبلاگ نویسان

درباره دکتر تنها شریعتی
راه آزادی
عاشقترین
وبلاگ قران مجید
با مخاطبهای آشنا
مصدق مرد آزاده
اندیشه های ماندگار
فقر ‘ فساد ‘ تبعیض
وبلاگ رسمی فارغ

التحصیلان سمپاد
khabarchin
به دنبال دل مسایل

مربوط به جوانان

نیمروز

امروز

ایسنا

بازتاب

شرق

آوای آزاد

تلاش

مجله فروغ

بخارا

پا یاب

اخبار گویا

بی بی سی

tinypic

روز

گویا

عناوین آخرین یادداشت ها